Tuesday, August 17, 2010

غمگنانه

تو راهه. داره میاد که منو ببره. امشب نوبت منه. امشب وقتشه. مثل تمام روزها و شب های شش ماه گذشته.
مثل تمام روزهای دیگه که نوبت ام بود و استفاده نکردم و
مثل تمام لحظه هایی که با هر کسی انتظار اتفاقی رو کشیدم و نیفتاد امشب هم هیچ اتفاقی نمیافته. امشب هم فقط نگاهه که معامله میشه. فقط لبخنده که گذر میکنه.
یادم رفته روزهای پر شر و شور رسیدن رو. روز های به دست آوردن رو.
شاملو میخونه و ناامیدتر میشم