خسته ام
خسته از همه کلمات پراکنده| همه جمله های نا تمام| همه حرف های خورده شده
همه آنچه به ذهنم میاید و به قلمم نه
همه آنچه طاقتم را طاق کرده و من رو تنها
اینطور که آدم ها و سرعت شان سرسام ام میدهد و اینطور که من آهسته همچنان طی شدن رو نگاه میکنم
گاهی .. فقط گاهی سر بلند میکنم| به تو نگاه میکنم| به تو که سالها از من دورتری
گاهی تو.. چشمت.. همه وجودت در من گم میشود